تصویر تصادفی
درباره هالا
بیوگرافی استاد اسماعیل ملک‎جهانی ؛ بنیانگذار هنر رزمی هالا

 

« در سال ۱۳۴۰ متولد شده ام و از ۱۲ سالگی در حیطه هنرهای رزمی قرار گرفته ام و تاکنون با افتخار زندگی ام را وقف یکی از شاخه های آن یعنی هالا نموده ام. لازم به ذکر است که از همان دوران کودکی همیشه در این فکر بودم که یک انسان با ارزش و با ارزشی باشم ولی در این ارتباط با دیدگاههای متفاوتی مواجه می شدم. ملاک با ارزش بودن از نظر معلمانم خوب درس خواندن، ‌مؤدب بودن و زیاد دانستن بود. بزرگترهای خانواده و فامیل این ارزش را بیشتر در انجام تکالیف دینی، ‌ایمان به خدا و پاکدامنی می دانستند ولی دوستان و هم سن و سالانم بیشتر به چالاکی و روحیه رزمی ارزش و اهمیت می دادند. در واقع این نظریات مجموعاً به شکوفایی و تقویت هر سه بعد جسمی، ‌فکری و روحی انسان تاکید داشتند و خوشبختانه من در آن زمان نظریات هر سه گروه را موجه یافتم و سعی کردم تا آنجایی که امکان داشت به آنها برسم. در ارتباط با درس و مدرسه تا تحصیلات دانشگاهی پیش رفتم و در همان کلاس اول ابتدایی عکسم را به عنوان شاگرد اول کلاس در روزنامه چاپ کردند و تاکنون هرگز از مطالعه، ‌تحقیق و دانش جدا نشده ام. از نظر مذهبی و معنوی سعی کردم در کنار انجام تکالیف دینی و استماع مسائل آن، اخلاق واقعی اسلامی و انسانی را در خود متجلی کنم و به عوالم معنوی و حقایق الهی نزدیک شوم . برای تطهیر نفس ریاضتهای لازم را متحمل شدم و برای تلطیف روح به مضامین عرفانی پرداختم و در نهایت نام سبک افتخاری خود را با کلام الهی آراسته کردم و برای کسب برتریهای جسمی به سوی ورزشهای انفرادی رفتم و به دنبال آن به سوی هنرهای رزمی کشیده شدم.

 

از سال ۵۲ هر روز بعد از تعطیلی مدرسه با چند نفر از دوستانم بساط کشتی کج راه می انداختیم و هر چه از اینجا و آنجا یاد می گرفتیم به همدیگر یاد می دادیم. البته حرکاتی از بوکس نیز تمرین می کردم. به زودی دریافتم که بیشتر حرکات کشتی کج نمایشی است و فنون بدربخور آن را فقط می توان در برابر یک حریف هم وزن به اجرا گذاشت. بدین جهت به دنبال روشهای ضربه زنی رفتم. چیزهایی جزئی از دیگران یاد گرفتم ولی شاگرد یا عضور هیچ سبکی نشدم چون آن هنر لازم را نه در مربیان می دیدم و نه در خود سبکها.

بیشتر آموزش من از طریق مطالعه و تحقیق در سبکها و رشته های مختلف رزمی و گاهی مبادله تکنیک و معلومات با رزمی کاران دیگر بود و هر کسی را که هنری داشت سعی می کردم واقعیت کارش را ببینم. در ضمن تلاش می کردم تا در کنار کسب برتریهای جسمانی کارآیی های فکری و روحی را نیز در خود شکوفا کنم.

بدین ترتیب با ۵ سال آموزش و تمرین و مطالعه و تحقیق در ابعاد مختلف علمی، ذوقی و هنری و جسمی و روانی و اخلاقی و اجتماعی، فلسفی و فرهنگی و روحی و فکری هنر رزمی که دو سال و نیم دوم آن بسیار فشرده و به شیوه خاصی بود در سال ۱۳۵۷ به رتبه آبیپوشی که آن را مرتبه رهایی و بی نیازی از استاد می نامیم تائل شدم. احساس می کردم علاوه بر بی نیازی از دیگران خود کانونی برای هنر رزمی هستم تا آن هنگام روشهای تمرینی، تکنیکها و فرم های بسیاری برای تمرینات اختصاصی خودم ارائه داده بودم که به تنهایی آنها را تمرین می کردم و گاهی اوقات در حضور رزمی کاران قدرتمند حرکاتی را به صحنه می گذاشتم که نتیجتا برای اثبات توان رزمی به مبارزه کشیده می شدم و اکثر آنها را بلافاصله ناک اوت می کردم. مبارزات خصمانه بسیاری را انجام دادم ولی هرگز ار مقابل حریفی پای عقب نگذاشتم و از نظر تکنیکی و فیزیکی نیز سعی کردم بر نایافته ها دست بیابم که در چندین موورد به انجام آن موفق شدم ولی من تنها به خود فکر نمی کردم. اجتماع و مردم نیز برایم مهم بود . لذا با توجه به تواناییهای فیزیکی و تکنیکی خاص خود و دلایل فنی، فرهنگی، ‌فلسفی و ملی که مشروحا به آن خواهیم پرداخت هنر رزمی را بوجود آوردم. »

۱ امتیاز۲ امتیاز۳ امتیاز۴ امتیاز۵ امتیاز (3 رای​، میانگین: 5.00 از 5)
بارگذاری ... بارگذاری ...
نظرات: (0)
دفعات بازدید: (5937)