تصویر تصادفی
مطالب متفرقه
دانلود سخنرانی استاد اسماعیل ملک جهانی در بیست و پنجمین دوره مسابقات کشوری

دانلود فایل صوتی سخنرانی استاد

 

 بیست و پنجمین دوره ی مسابقات قهرمانی کشور هنر رزمی هالا با سخنرانی بنیانگذار بزرگ هنر رزمی هالا در جهان استاد اسماعیل ملک جهانی آغاز شد. هر فرم ، حرکت و ضربه و دفاع و فنی در هالا اصطلاحی مخصوص دارد و هر یک از این اصطلاحات مفاهیم فلسفی عمیق. هر چند تک تک این اصطلاحات فلسفه ای عمیق دارد ولی به نظر می رسد هر چه تکنیک ها پیشرفته تر می شود مفاهیم فلسفی اصطلاحات آنها نیز عمیق تر می شود. اگر اینگونه باشد باید ارائه ی مفاهیم فلسفی بسیار عمیق تری را به انتظار نشست. هالا ۳۳ فرم اصلی دارد به مناسبت تکرار ۳۳ باره ی نام خورشید در قرآن کریم. « پادا » نام بیست و هفتمین فرم هالاست. بنیاگذار هالا ، استاد ملک جهانی در این دوره از مسابقات برای تشریح تئوری فلسفی « پادا » را انتخاب نمودند. متن سخنرانی استاد و مفهوم فلسفی پادا چنین است :

« بسم الله الرحمن الرحیم

بنده هم عرض سلام و خیرمقدم دارم خدمت عزیزانم شما هالاکاران و حضار گرامی و بسیار تشکر می کنم از همکاری های صمیمانه ی فدراسیون ورزشهای رزمی ، اداره  ی کل ورزش و جوانان استان ، اداره ی ورزش و جوانان تبریز ، هیئت ورزشهای رزمی استان ، سازمان ورزش شهرداری و مسئولین محترم سالن و کلیه ی کسانی که ما را در برگزاری این مسابقات یاری کرده اند و یاری می کنند.

امروز به یاری خدا بیست و پنجمین دوره ی مسابقات قهرمانی کشور سبک هالا را در استایل فول بزوخم ، هاتزا و داواباورا جهت اعزام به تورنمنت بین المللی ۲۰۱۶ هالا برگزار می کنیم . امیدوارم مثل گذشته باز شاهد مبارزات و هنرنمایی های زیبا ، جالب و دیدنی شما باشیم و ان شاءالله همگی سالم و سلامت و راضی این مسابقات را به پایان برسانید.

از سلسله مباحث فلسفی که امروز می خواهم درباره ی آن کمی توضیح دهم تئوری فلسفی « پادا » است.

فلسفه ی « پادا » می گوید : « رموز طیران و پرواز معنوی چیست ؟ انسان چگونه می تواند در اوج آماج آفرینش به پرواز درآید؟ آیا فضای طیران و پرواز انسان بی کران است ؟

چرا انسان مظهر آفرینش خداست ؟

آری ؛ زمان بی درنگ می گذرد و بی محابا بشر را می فرساید ، پیر و نحیف می کند و سرانجام از بین می برد. زمان از بشر عبور می کند ولی انسان نیز می تواند بر زمان عبور کند ، سراسر زمان برود ، او را بفرساید ، و خود لازمان و لامکان باشد و هرگز زمان نتواند او را بفرساید. بشر اگر انسان شد جاودانه می شود به روح حقیقی تبدیل می شود. ولی بشر جسم است و انسان روح . روحی فعال ، تاثیرگذار و حاکم؛ چه زمانی که جسم دارد و چه زمانی که جسم ندارد. یقینا انسان برای رسیدن به روح الهی به جسمی نیرومند و شاداب نیازمند است و باید سعی کند از نظر جسمی خود را تقویت کند. انسان با استفاده از جسم وقتی به مراحلی از معنویت می رسد  ابعاد مختلفی از جسم باید همپا و پا به پای روح حرکت کند ، به پیش برود . اگر اینگونه باشد تعالی مضاعف می شود . ولی جسم بعد از مدتی ناگزیر فرسوده و ناکارآمد می شود و برعکس روح قوی تر و قوی تر ، و توقف هم ندارد. دیگر جسم همخوانی با روحی عظیم و بزرگ ندارد. جسم فقط یک تماشاگر می شود و نظاره گر اوج گیری روح . و سرانجام لحظه ی وداع فرا می رسد. زبان حال جسم در لحظه ی وداع اینگونه است. خطاب به روح می گوید: تو در من پرورش یافتی ، شکوفا شدی ، عظمت پیدا کردی ، و جاودانه گشتی ولی من ابزاری بیش نبودم و خرسندم از اینکه از من استفاده ی صحیح شده و تو شکوفا شدی و به روح می گوید : در این لحظه شما باید از من جدا شوی تا به راحتی در اوج آماج آفرینش به پرواز خود ادامه دهی و روح می پذیرد و لحظه ی وداع آغاز می گردد. جسم مدفون می شود و روح به پرواز و تکامل خود ادامه می دهد .

ولی روح چیست؟ روح حقیقی کدام است؟ عده ای روح را طوری خیالی و وهم انگیز تعریف کرده اند که بیشتر به درد قصه ها می خورد تا جهت تعالی بشر. بود و نبودش با آن تعریف ها به حال بشر چندان تفاوتی نمی کند. اگر بخواهیم روح را روشن ، ملموس ، واقعی و سازنده تعریف کنیم ، روحی که در واقع من حقیقی است ؛ روح آن چیزی است که در این جهان از انسان به جا می ماند. آن اثر سازنده و مثبتی که از انسان در جهان هستی باقی می ماند به آن روح باالفعل می گوییم که امری لازمانی و لامکانی است و روح بالقوه هم در همه ی بشر هست. مثل یک استعداد است ، اگر کسی آن را در خود رشد داد به کمالات می رسد و اگر رشد نداد به مرور از بین می رود و دیگر بشر قادر نخواهد بود به گوهر انسانی خود و به من حقیقی دست یابد. انسان اگر فکر باز و روان داشته باشد به خود حاضری دست می یابد، خضوع پیدا می کند. از زندگی لذت واقعی می برد چون می داند چطور زندگی کند. استعدادها و توانایی های جسمی و درونی خود را رشد می دهد ، شکوفا می کند و با افزایش شکوفایی ، فیض الهی بیشتر شامل حالش می شود و آثار بزرگی از خود به جای می گذارد :

« فیض روح القدس ار باز مدد فرماید                                    دگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد »

ولی کسانی که غایبند ، در خود حاضر نیستند ، کسی که حاضر نیست اصلا نمی تواند از زندگی لذت واقعی ببرد. او گرفتار تمایلات فربنده ی دنیایی می شود. و محصور تن و بدن و امیال آن می گردد. و تباه می شود:

« چه شِکرهاست در این شهر که قانع شده اند                     شاهبازان طریقت به مقام مگسی »

انسان دانا و توانا همیشه خودحاضر است. همیشه به کمال فکر می کند. و انسان دانا همیشه سعی می کند هنرش را پنهان نکند. مثل خدا که اثرش را پنهان نمی کند و با آفریدن جهان هستی اثر را نشان می دهد. و انسان دانا و توانا در یک موقعیت مناسب همیشه اثر خود را ظاهر می کند. خَلق یعنی آفریدن ظاهری و خُلق یعنی آفریدن باطنی . خُلق همان اخلاق حسنه است . انسان باید هم به خَلق دست یابد هم به خُلق . تمامی اندیشه ها در انسان موجود است. انسان هم ارزش ها را کشف می کند و هم ارزش ها را ابداع و اختراع می کند. عاقبت و سرنوشت انسان ، عاقبت و سرنوشت جهان هستی است. جهان هستی وابسته به انسان است.

در این دنیای غروب ارزشها و عصر نامردمیها ، پرواز پرشکوهت را در اوج آماج آفرینش به سوی انسان بودن پاس دار.

برقرار و پاینده و زنده باشید.

یاعلی

هالا

»

۱ امتیاز۲ امتیاز۳ امتیاز۴ امتیاز۵ امتیاز (بدون امتیاز)
بارگذاری ... بارگذاری ...
نظرات: (0)
دفعات بازدید: (508)

ارسال نظر جدید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. پر کردن قسمتهای ستاره دار الزامی میباشد.

*

*